وقتي كه جهاد جرم است، تجاوز نيكوست
در سالروز تجاوز ارتش سرخ به افغانستان، شور و شوقي براي تقبيح اين روز در دولت و مردم سراغ نمي شود، چرا؟گويند، ستمگران تاريخ برادران يكديگر اند، و به سخن مرتضي مطهري هرچند گاهي قدرت هاي جهاني رو در روي هم قرار مي گيرند؛ اما براي قطع كردن ملت هاي مظلوم و بيچاره ي عالم هماهنگ به حركت مي آيند. در اثر جهاد و مقاومت قهرمانانه مردم افغانستان اتحاد شوروي از ميان رفت، و ابهت ساير قدرت هاي جهان از اين بابت كه ملتي تهي دست قادر به شكست يك ابر قدرت شد، صدمه ديد. بدين ترتيب پيروزي مردم افغانستان در حقيقت تنها موفقيت در برابر شوروي نبود، بلكه پيروزي در برابر همه زورگويان تاريخ نيز بود.هر ملتي و هر كشوري روزي و روزهايي دارند، كه در آن روز به تقبيح آن مي پردازند و ياهم به جشن و پايكوبي مي پردازند و در چنين روزهايي فرد فرد يك ملت باهم پيوند مي خورند و ذهنيت مشتركي ميان آنها ايجاد مي شود و روابط ميان شان را مستحكم تر مي سازد. چه قدر بيچاره و ناتوان هستيم، كه از داشتن چنين روزهايي بي بهره ايم. اگر اقتصاد ورشكسته و ناتوان داريم. اگر ارتش ضعيف و بيچاره داريم. اگر كشور مان از ناگزيري محتاج ده ها كشور دور و نزديك است مي تواند، موجه باشد؛ ولي اين كه نمي توانيم، آزادي و استقلال خويش را جشن بگيريم و براي آزادي خواهي اظهار نظر نماييم و به تجاوز و تجاوز گري لعن و نفرين بفرستيم، جاي بسي درد و افسوس است.دولت بنابر دو دليل در اين راستا ميل و رغبت از خود نشان نمي دهد. يكي آن كه بسياري از دولت مردان در جهاد و مقاومت در برابر قواي اشغالگر شوروي سهمي نداشته وحتي كساني كه ازاين ميان در تاييد و پشتيباني از تجاوز قرار داشتند و اكنون توقع نبايد داشت كه چنين افراد به تقبيح و نكوهش از ششم جدي بپردازند. دليل دوم اينكه دولتمردان افغانستان وقتي به موقعيت و جايگاه خويش مي نگرند، خود را بهره مند از استقلال رأي و عمل نمي بينند؛ بنابر اين آن كه آزاد نيست، و قادر به آن نيست، كه مستقلانه بينديشد انتظاري از آن براي تقبيح تجاوز شوروي نبايد داشت.
دولت افغانستان و نهاد هاي وابسته به اجانب در درازاي پنج سال پسين چنان برآزادي و آزادگي تاختند و چنان آزاده مردان اين سرزمين را به توبيخ و سرزنش گرفتند كه چشم ها از ديدنش گريان و گوش ها از شنيدنش نالان است.علاوه برآن كه تحسين وآفريني برجهادگران كس نگفت، براي كنار زدن آنها ترفند هاي گوناگوني بكار بسته شد. گاهي به نام جنگ سالار و زماني غير مسلكي و يا هم زير عنوان ناقض حقوق بشر برجان آن ها حمله بردند. فقر و بيكاري اين جهاد گران از يكسو، توهين و استهزأ نهاد هاي وابسته به بيگانه از سوي ديگر فضا را چنان تيره و تار ساخته است، كه ديگر در ذهن و روان ملت ارزش ها جا كرده اند و زندگي معني و مفهوم خود را از دست داده است.بيهوده نيست كه گفته مي شود، اگر خواسته باشي، آزادي ملتي را بگيري، بايد تاريخ آن ملت را مسخ نمايي و آن ملت را بي قهرمان گرداني
دولت افغانستان و نهاد هاي وابسته به اجانب در درازاي پنج سال پسين چنان برآزادي و آزادگي تاختند و چنان آزاده مردان اين سرزمين را به توبيخ و سرزنش گرفتند كه چشم ها از ديدنش گريان و گوش ها از شنيدنش نالان است.علاوه برآن كه تحسين وآفريني برجهادگران كس نگفت، براي كنار زدن آنها ترفند هاي گوناگوني بكار بسته شد. گاهي به نام جنگ سالار و زماني غير مسلكي و يا هم زير عنوان ناقض حقوق بشر برجان آن ها حمله بردند. فقر و بيكاري اين جهاد گران از يكسو، توهين و استهزأ نهاد هاي وابسته به بيگانه از سوي ديگر فضا را چنان تيره و تار ساخته است، كه ديگر در ذهن و روان ملت ارزش ها جا كرده اند و زندگي معني و مفهوم خود را از دست داده است.بيهوده نيست كه گفته مي شود، اگر خواسته باشي، آزادي ملتي را بگيري، بايد تاريخ آن ملت را مسخ نمايي و آن ملت را بي قهرمان گرداني