Sunday, February 4, 2007


انجام نا معلوم


گرچنین بی وقفه جاری هر طرف خون می شود
نیست معلوم آخر این سرزمین چون می شود ؟

مردم صاحب وقار وارجمند این دیار
پایمال هرلعین و کافر ودون می شود

این قیامت بین، رسیده کله پوچان درمقام
زیر دست آنها علاّمه ما دون می شود

گر نگردد کوته از این مملکت دست فساد
ترس اینست آن هم آخر جزء قانون می شود

پول خیراتی چو سیل آید ، ولی بس نان گدا
یک شبه ازدزدیش ارباب ملیون می شود

کاخ امید کسی که خصم دین ازپا فگند
حسرتا ، دردا ، ببین کامروز وارون می شود

گرخدا جویان صاحب خامه گردد همصدا
مغز ها از کلهء جهّـــال بیرون می شود

ای قلندر! گرسکندر همنوای تو شود (1)
اززبان خامه بیرون شعر موزون می شود

No comments: